
شمس مغربی – غزل شماره 90
مهت هر لحظه از کویی نماید
هلال آسای ابرویی نماید
سر از جیب پری رویی برآرد
رخ از روی پری رویی نماید
به هر سو زان کنم هر دم توجه
که رویت هر دم از سویی نماید
پریشان زان شوم هر دم که زلفت
دلم را ره به یک سویی نماید
مرا اندر خم چوگان زلفت
جهان و جان و دل کویی نماید
خیال قامتت بر طرف چشمم
چو سروی بر لب جویی نماید
ز خالت غارت ترکانه آید
اگر چه همچو هندویی نماید
به چشم مغربی از غمزه ی توست
هر آن سحری که جادویی نماید