بی نقاب آن جمال نتوان دید

شمس مغربی – غزل شماره 91

بی نقاب آن جمال نتوان دید

در رخش جز مثال نتوان دید

روی او را به زلف و خال توان

دید بی زلف و خال نتوان دید

به خیالش از آن شدم قانع

که از او جز خیال نتوان دید

خود کمال و جمال روی تو را

بی حجاب جلال نتوان دید

ذات مخفی است در صفات کمال

بی صفات کمال نتوان دید

آفتابی است در ظلال نهان

زو به غیر از ظلال نتوان دید

نپذیرد زوال مهر رخش

مهر او را زوال نتوان دید

همه گرد سراب می گردیم

چون که آب زلال نتوان دید

مغربی هیچ چیز از آن عنقا

به جز از پر و بال نتوان دید

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها