آتشی بود و فسرد رشته ای بود و گسست - ادبستان شعر پارسی % %

آتشی بود و فسرد رشته ای بود و گسست

فروغ فرخزاد – مجموعه ی دیوار

شماره 14

شکست نیاز

آتشی بود و فسرد

رشته ای بود و گسست

دل چو از بند تو رست

جام جادویی اندوه شکست

آمدم تا به تو آویزم

لیک دیدم که تو آن شاخه ی بی برگی

لیک دیدم كه تو به چهره ی امیدم

خنده ی مرگی

 

وه چه شیرینست

بر سر گور تو ای عشق نیازآلود

پای کوبیدن

وه چه شیرینست

از تو ای بوسه ی سوزنده ی مرگ آور

چشم پوشیدن

 

وه چه شیرینست

از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن

در به روی غم دل بستن

که بهشت اینجاست

به خدا سایه ی ابر و لب کشت اینجاست

 

تو همان به که نیندیشی

به من و درد روانسوزم

که من از درد نیاسایم

که من از شعله نیفروزم

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤