
من پشت پنجره ایستاده بودم و میدیدم
گلبرگ سالها
در دور تند
دانه دانه فرومیریخت
و جام گلبرگها
برهنه میشد از عمر .
*****
شاهینی که از ناچاری
بیتوته میکند در لانهی کبوتر چاهی
دق میکند
از نالههای بغبغو !
*****
ریزهخواری را دوست نداشته این گودال
ته این دره ی هولناک
پوشیده خاربوتهها را .
*****
دلم خالی شده، نا ندارد
با نان سیر نمیشود
چیزی افتاده، دود شده
شاید پیچی نگهدارنده .
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،کوتاه کوتاهی از،فرشته ساري.





