اشعار فرشته ساری

من پشت پنجره ایستاده بودم و می‌دیدم

گلبرگ سال‌ها

در دور تند

دانه دانه فرومی‌ریخت

و جام گلبرگ‌ها

برهنه می‌شد از عمر .

*****

شاهینی که از ناچاری

بیتوته می‌کند در لانه‌ی کبوتر چاهی

دق می‌کند

از ناله‌های بغ‌بغو !

*****

ریزه‌خواری را دوست نداشته این گودال

ته این دره ی هولناک

پوشیده خاربوته‌ها را .

*****

دلم خالی شده، نا ندارد

با نان سیر نمی‌شود

چیزی افتاده، دود شده

شاید پیچی نگه‌دارنده .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،کوتاه کوتاهی از،فرشته ساري.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها