
اکنون زمان آرمیدن بر بال های یک دریاست
اکنون دلم تپیدن فرداست
می بینمش
بر بالهای سبز دو کبوتر دارد سپید
با هاله ای به رنگ چشمانش .
می بینمش
گاهی بر آب
و دستی بر آسمان
اکنون دلم تپیدن دریاست .
*****
دیر زمانی چنین بودم
ستاره ای به دستم از نم رویا خیس
حال که می خواهم زندگانی را سایه ای باشم
غم مردگانم نیست
میان ابروها چه چیز میافتد
وقتی نگاه از آسمان ملال می گیرد
تنها تو باش که فرداها
اگر چه بی خورشید
با نام تواند .
*****
ماه
در چشمه سار گندم ها
چهره می شوید
رویاها خیس می گذرند
عشق من
پای بوته های طلایی رنگ
به خواب می رود .
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،مجيد فروتن،مجید فروتن فارسانی.





