گرمابه دهر جان فزا بود - ادبستان شعر پارسی % %

گرمابه دهر جان فزا بود

مولانا-غزل شماره 724

 

گرمابه ی دهر جان فزا بود

زیرا که در او پری ما بود

مر پریان را ز حیرت او

هر گوشه مقال و ماجرا بود

عقل است چراغ ماجراها

آنجا هش و عقل از کجا بود

در صرصر عشق عقل پشه ست

آنجا چه مجال عقل‌ها بود

از احمد پا کشید جبریل

از سدره سفر چو ماورا بود

گفتا که بسوزم ار بیایم

کان سو همه عشق بد ولا بود

تعظیم و مواصلت دو ضدند

در فسحت وصل آن هبا بود

آنجا لیلی شده ست مجنون

زیرا که جنون هزار تا بود

آنجا حسنی نقاب بگشود

پیراهن حسن‌ها قبا بود

یوسف در عشق بد زلیخا

نی زهره و چنگ و نی نوا بود

وان نافخ صور مانده بی‌روح

کآنجا جز روح دوست لا بود

در بحر گریخت این مقالات

زیرا هنگام آشنا بود

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤