عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد - ادبستان شعر پارسی % %

عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد

مولانا-غزل شماره 629

 

عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد

ور نی مثل کودک تا کعب همی‌بازد

مه رو چو تویی باید ای ماه غلام تو

تا بر همه مه رویان می‌چربد و می‌نازد

عاشق چو منی باید کز مستی و بیخویشی

با خلق نپیوندد با خویش نپردازد

فارس چو تویی باید ای شاه سوار من

کز وهم و گمان زان سو می‌راند و می‌تازد

عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن

ای شاه که او خود را در عشق دراندازد

چون شاخ زر است این جان می‌کش به خودش می‌دان

چندان که کشش بیند سوی تو همی‌یازد

باری دل و جان من مست است در آن معدن

هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد

چون چنگ شوی از غم خم داده و آنگه او

در بر کشدت شیرین بی‌واسطه بنوازد

آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش

آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد

شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی

باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤