اشعار مرتضی خدایگان

شعر نخست :

من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور

ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور

من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم

یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور

جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم

پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور

مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را

بس‌که حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد می‌کند بدجور

هرچه کوه بزرگ می‌بینی ، همگی روی دوش من هستند

عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می‌کند بدجور

تو فقط صبر می‌کنی تجویز ، من فقط صبر می‌کنم یکریز

بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می‌کند بدجور

بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران

مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می‌کند بد جور

برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ قرص یک ور سفید و یک ور سرخ

برسان نشئه‌ای ز لب‌هایت ، که سرم درد می‌کند بدجور

 


شعر دوم :

 

جنون زلف هایت برده از من باز، بازی را

بیا پایان بده مردانه این گیسو درازی را

بکش ابرو، بزن چاقو، بده مرهم، خدایی کن

به شدت دوست دارم این مدل بنده نوازی را

تمام پاره خط های تنم را قطع کن با وصل

بر اندازیم این قانون خط های موازی را

فقط تو می توانی قاتل یک شهر باشی، بعد

به یک لبخند برداری کلاه هر چه قاضی را

بیا با اتحادی مزدوج حل شو در آغوشم

که از بنیاد برداریم اضلاع ریاضی را

دهان دائم الخمرِ خُمت را بسته تر کن باز

بیا از رو ببر یک جا، زکریاهای رازی را

 


شعر سوم : 

اگر باد اگر باران ملالی نیست می­ آیم

دلم آبستن هیچ احتمالی نیست می­ آیم

کجا؟ هر جا تو باشی خوب می­دانی

برای ماندنم این­جـا مجالی نیست می­ آیم

از استنطاق این پسکوچه ­های شهر لبریزم

اگر در قاب چشمانت سوالی نیست می­ آیم

اگرچه پیش رو در هر نگاهم دشنه می­ کارند

قرار مرگ هـم باشد خیالی نیست می ­آیم

نگو این­جا بمانم جان تو چون دلخوشی­ هایم

دراین محدوده سالی هست سالی نیست می­ آیم

فقط­ یک­ دغدغه آن­ هم تکان پلک­های توست

اگر باد اگر باران ملالی نیست می­ آیـم


واژگان کلیدی : اشعار مرتضی خدایگان،نمونه شعر مرتضی خدایگان،شاعر مرتضی خدایگان،شعرهای مرتضی خدایگان،شعری از مرتضی خدایگان،یک شعر از مرتضی خدایگان،غزل مرتضی خدایگان،غزلیات مرتضی خدایگان،غزل های مرتضی خدایگان،غزلی از مرتضی خدایگان،شاعر کوهدشتی،شاعر شهرستان کوهدشت،شاعر استان لرستان،مرتضا خدایگان.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
29 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کاربران ناشناس
میهمان
کاربران ناشناس
خرداد 1, 1401 12:48 ب.ظ

اصرار بر مباحث ریاضی شعر رو از حد انتظار پایین آورده ،
اگر به بیتی یا دو بیتی از این قسم اکتفا میکردند غزل جذاب تر بود

طرفدار
میهمان
طرفدار
دی 23, 1401 10:30 ب.ظ

مرتضی بدون شک غزل سرای بی نظیر حال حاضر است ایشان دوبیتی هایی به زبان محلی دارد که همگی تکان دهنده هستند
البته که غزل حال حاضر در بند ایشان است.

کاربران ناشناس
میهمان
کاربران ناشناس
خرداد 1, 1401 9:53 ب.ظ

خوبه
خوشم امد
جناب خدایگان استعداد خوبی در پارادوکس کشیدن کلمات در شعر داره
براش ارزوی موفقیت میکنم

مسعود
میهمان
مسعود
خرداد 3, 1401 9:47 ق.ظ

بعضي جاها بي نهايت زيباست. هم لذت نفهميدن هم فهم لذت بردن . نمونش رو نديدم . آرزوي موفقيت دارم

مجید حقی
میهمان
مجید حقی
خرداد 14, 1401 12:54 ق.ظ

من بعداز مدرسه از کتاب شعر فاصله گرفتم اما باشنیدن اشعار ایشان یه حسی بهم گفت برم دنبال شعرهایش خیلی باحالی شاعر جان دمت گرم

لیلی
میهمان
لیلی
خرداد 15, 1401 8:46 ق.ظ

حس خوبی داد در هیچ شعری نداشتم بودم این حس رو ،عاللللی

کاربران ناشناس
میهمان
کاربران ناشناس
خرداد 23, 1401 1:11 ق.ظ

واقعا لذت بردم از شعرات .افرین واقعا زنده باشی

امین
میهمان
امین
خرداد 23, 1401 8:49 ق.ظ

درود بر استاد مرتضی خدایگان دوست داشتنی و با اخلاق و همکلاس دوران دبیرستان خیلی خوشحالم موفقیتت را می بینم و باز درود بر شما که دنبال دلت رفتی و شاعر شدی

عدالت
میهمان
عدالت
خرداد 23, 1401 11:34 ق.ظ

افرین شعر های جالبی سرودند.

مهدی
میهمان
مهدی
شهریور 11, 1401 11:20 ق.ظ

برخی از تصویرسازی‌ها جدید و کم سابقه هستند.

گمنام ویل
میهمان
گمنام ویل
آبان 22, 1401 1:34 ب.ظ

باد می کارم و درو طوفان، تونل باد در ناسایم، یا
شرح یاسا نویسم و دایم، خبرم درد می کند بدجور
فاتح کائناتم و بعداً، فاتح غیب میشوم بی عیب
لیک احساس می کنم ز اکنون، ظفرم درد می کند بدجور
کلّهم سود کرده ام اما، سر بسر نیست دخل و خرج من
ضرر تو بجای خود محفوظ، ثمرم درد می کند بدجور
شب نماز شب طویلم را، به تنور قبول چسباندم
شبِ خیلی طویل بود!!! چرا؟؟؟، سحرم درد می کند بدجور
چارچوب تمام موضوعات، قرص و محکم ز فکر من هستند
لیک در هر قدم بسوی هدف، فنرم درد می کند بدجور
همه اش دود می کنم، گویا، دود اسپند خاصیت دارد!!!!!
گر زنم شعله ای خفیف آنوقت، شررم درد می کند بد جور

تبسم
میهمان
تبسم
بهمن 15, 1401 12:31 ب.ظ
پاسخ به  گمنام ویل

آفرین زیبا بود

مرتضی
میهمان
مرتضی
تیر 1, 1402 5:17 ب.ظ
پاسخ به  گمنام ویل

بسیار زیبا بود

رسول امیری
میهمان
رسول امیری
مرداد 9, 1402 2:32 ب.ظ
پاسخ به  گمنام ویل

درود …شعر کلاغ را هرچه دیگران توصیف کرده اند به حق بود وماهم نظری جز این نداریم
شخصن با شعر من درختی کلاغ…..با مرتضا آشنا شدم‌
و توقعم بالا رفت و انتظار داشتم هرشعری از ایشون می خونم‌ من رو از جا نکند البته این دلیل نمیشه که کاراشون قابل تقدیر نباشه فقط انتظارمان بیشتر شد
با آرزوی سربلندی

گمنام ویل، ولی شما مخیر هستید با نام مورد پسند خود، همراه قسمت قبلی منتشر فرمایید
میهمان
گمنام ویل، ولی شما مخیر هستید با نام مورد پسند خود، همراه قسمت قبلی منتشر فرمایید
آبان 22, 1401 1:52 ب.ظ

اصلاحیه:
همه اش دود می کنم، گویا، دود اسپند خاصیت دارد!!!!!
گر زنم شعله ی کمی سهواً، شررم درد می کند بد جور
در تمام امور جنّ و انس، بنده صاحب نظر به تکمیل ام
لیک وقتی گره خورند امور، نظرم درد می کند بدجور

مریم
میهمان
مریم
بهمن 15, 1401 12:28 ب.ظ

زیبا زیبا فوق العاده زیبا. چقدر چینش کلمات کنار هم جذاب و پر احساسه. زنده باشین و سلامت

دکترمجیدفرهمند
میهمان
دکترمجیدفرهمند
بهمن 27, 1401 5:05 ب.ظ

درود و سپاس به درگاه حضرت خداوند برای داشتنتان جناب استاد خدایگان.
به شدت زیبا به شدت دلنشین به شدت سحر انگیز مگر می شود این اشعار را خواند و جنون نگرفت ،صنعتی بی نظیر،خداوند برای خود وخانواده و دلهای عاشقان شعر محفوظتان بدارد🤲🤲🤲🤲

حميد منصوري
میهمان
حميد منصوري
اسفند 22, 1401 2:10 ب.ظ

من درخت كلاغ بر دوشم خبرم درد مي كند بد جود
ساقه تا شاخه ام پر از زخم است تبرم درد مي كند بدجور
اين غزل نيست يه دنيا حرفه

جواد کاظم زاده
میهمان
جواد کاظم زاده
فروردین 17, 1402 3:46 ق.ظ
پاسخ به  حميد منصوري

دقیقا درست میفرمائید
یک دنیا حرف تو این دو خط یا دو بیت شعر هست

خدای مرتضایگان
میهمان
خدای مرتضایگان
تیر 2, 1402 9:48 ق.ظ
پاسخ به  حميد منصوري

نیاز به تلاش بیشتر دارد.

احمدرضا
میهمان
احمدرضا
اسفند 24, 1401 9:13 ب.ظ

انصافا غزلیات پر معنا ونغزی دارند ایشان، لذت بردم

کاربران ناشناس
میهمان
کاربران ناشناس
اسفند 27, 1401 2:20 ق.ظ

عالی بود
الهی که موفق باشن

کاربران ناشناس
میهمان
کاربران ناشناس
فروردین 2, 1402 10:27 ق.ظ

وحشتناک زیبا بود این شعر آقای خدایگان وحشتناک

م.ع
میهمان
م.ع
تیر 11, 1402 4:55 ب.ظ

خوبه..اما حال خرابیه بدجور

مینا
میهمان
مینا
آبان 20, 1402 12:22 ب.ظ

من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور

بسیار لطیف و متفاوت بود لذت بردم.

shahab
میهمان
shahab
آذر 17, 1402 1:59 ب.ظ

واقعا شعراش یه حس آشنا و خیلی عجیبی بهم میده، بسیار قشنگ و زیباست

کلاغ بردوش
میهمان
کلاغ بردوش
دی 4, 1402 2:59 ق.ظ

سلام وعرض ادب واحترام شاهکاری به اشعارت قسم

رسول
میهمان
رسول
بهمن 12, 1402 2:22 ق.ظ

مرتضی جان شعر نمیگی که . کلمات رو به رقص وادار میکنی . هماره دود از سر خامه تان بلند باد

مبینا
میهمان
مبینا
بهمن 15, 1402 11:34 ب.ظ

خوب بودن