اشعار علی صفری - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار علی صفری

اشعار علی صفری

اشعار علی صفری


شعر نخست :

 

حضرت فاصله بی حوصله ام سخت نگیر

چند سالی ست سراسر گله ام سخت نگیر

غرق پاییز ترین فصل غم و اندوهم

داغدار سفر چلچله ام سخت نگیر

شانه شانه پرم از هق هق تنهایی و اشک

سالها در گسل زلزله ام سخت نگیر

حضرت فاصله راحت بنویسم ول کن

من خودم سخت ترین مرحله ام سخت نگیر

شهر سهراب فقط درد مرا می فهمد

لعنتی ! قایق بی اسکله ام سخت نگیر

با تو و عشق و غم ثانیه ها درگیرم

حضرت فاصله بی حوصله ام سخت نگیر

 


شعر دوم :

 

مشکلی نیست بگویند طرف کم دارد

با تو آموخته ام عشق جنون هم دارد

جبرئیل غزل پیچش اندام توأم

دکمه در دکمه تنت حضرت مریم دارد

باز با ارتش زیبایی تو درگیرم

خط چشمت خبر از خط مقدم دارد

بعد هر حادثه امداد رسانی رسم است

لعنتی ! لمس تنت زلزله ی بم دارد

وعده های سر خرمن همه ارزانی شیخ

با تو هر لحظه دلم میل جهنم دارد

من تو را در همه ثانیه ها کم دارم

مشکلی نیست بگویند طرف کم دارد

 


شعر سوم :

 

تهران شده بازیچه ی موهای بلندت

یک شهر نشستند تماشا بکنندت

مجموعه ی شعری که خدا شاعر آن است

تضمین شده در باغچه ها بند به بندت

با طعم لبت صنف شکر خانه خراب است

این مرتبه هم قند فریمان گله مندت

بازار گل شهر محلات به هم ریخت

وقتی گذر قافیه افتاد به خنده ات

دین و دل من ، چشم و لبت ، موی تو تسلیم

کافر شده ام در جدل چشم به چندت

با درد دیابت که کنار آمده ام ،کاش

یک شب برسد جان بدهم با لب قندت

چندیست مهندس شده این شاعر بی چیز

شاید بپسندد پدر سخت پسندت

 


شعر چهارم :

 

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنود دوستش از نامزدش دل برده

مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی

که به پرونده ی جرم پسرش برخورده

 

خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ

بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است

خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق

که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است

 

خسته مثل پدری که پسر معتادش

غرق در درد خماری شده فریاد زده

مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس

پسرش ، پیشِ زنش بر سر او داده زده

 

خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم

دکترش گفته به دردِ سرطان مشکوک است

مثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکند

زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

 

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه

که کسی غیر پرستار سراغش نرود

خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که

عـید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

 

خسته ام ! کاش کسی حال مرا می فهمید

غیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده است

شدم ام مثل مریضی که پس از قطع امید

در پی معجزه ای  راهی مشهد شده است


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار  نمونه شعر  شاعر شعرهای شعری از یک شعر از  غزل غزلیات غزل های غزلی از  علي صفري شعر خسته ام.

1 دیدگاه دربارهٔ «اشعار علی صفری;

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤