
میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک
غزلیات و قصاید – شماره 8
تجدید مطلع
در سر پیری برهنه پا بد “مولییر” (1)
گاو بدزدید در شباب “شکسپیر” (2)
زنده در آتش “برونو” را بفکندند (3)
مرده وی را کنند این همه تکبیر
“بن جبرول” آن همه ز خلق ستم دید (4)
شد “روسو” در عهد خویش آن همه تحقیر(5)
از پی تجلیل نامشان نک میلیون
میلیون اصراف می کنندی و تبذیر
من نیز آنگه که می بمیرم و ماند
شهرت من همچو، خسروان جهانگیر
آنگه بینند صد کنایه ز هر حرف
سنجند از هر سخن، هزاران تعبیر
آن یک، اشعار من نماید تخمیس
وین یک، گفتار من نماید تفسیر
همچو سگان بینشان، پی ستخوانم
جنگ بیفتد، فتم من آنگه عجب گیر !
ترک سراید که ترک بودست او ترک
شاهد من، شرح نظم وقعه ی “ازمیر”
هندو گوید که هندوست او هندو
دفتر اشعارش کشف گشته به کشمیر
ژرمن گوید که از من است او از من
هست به برلن ازو هزاران تصویر
تاریخ آنگه گوید، افسوس افسوس
سود نبرد، آن ادیب، از این همه تحریر
پستی این عصر گوید: ار نه به تاریخ
هیچ ندارند سیر و گرسنه توفیر
واژگان دشوار : 1– مولییر شاعر و نمایشنامه نویس فرانسوی که در اواخر عمر خود با دشواری و فقر زندگی می کرد. 2-ویلیام شکسپیر شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی در جوانی از شدف فقر، ناچار به دزدیدن گاوی شد! 3– جوردانو برونو فیلسوف ایتالیایی که به دلیل مخالفت با عقاید کلیسا و حکم دادگاه تفتیش عقاید، زنده در آتش سوزانده شد. 4-بن جبرول از فلاسفه ی بزرگ اندلس(اسپانیا) در قرون وسطی است که به شدت مورد تمسخر مردم قرار گرفته بود. 5– ژان ژاک روسو نویسنده و دانشمند فرانسوی که پدر انقلاب نامیده شده است. عده ای از مردم آن زمان، او را تحقیر می کردند.



