طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟ - ادبستان شعر پارسی % %

طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟

صائب تبریزی- غزل شماره 739

 

طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟

آرام نیست کشتی طوفان رسیده را

شبنم ز باغبان نکشد منّت وصال

معشوق در کنار بوَد پاک دیده را

با هیچ بد گهر نشود چرخ سینه صاف

خون است شیر، کودک پستان گزیده را

از بس شنیده ام سخن ناشنیدنی

گویم شنیده ام سخن ناشنیده را

بی شور عشق چاشنیی با حیات نیست

تلخ است زندگی ثمر نارسیده را

یاد بهشت، حلقۀ بیرون در بوَد

در تنگنای گوشۀ دل آرمیده را

چون سگ گزیده ای که نیارد در آب دید

آیینه می گزد منِ آدم گزیده را

در پرده ماند شور من از سردی سپهر

آب است شیشه جوشِ می نارسیده را

خونی که می خورند به از شیر مادرست

مردانِ از محبّتِ دنیا بریده را

شوخی که دارد از دل سنگین به کوه پشت

می دید کاش صائب در خون تپیده را

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤