ببین به دور لبش خطّ عنبرافشان را - ادبستان شعر پارسی % %

ببین به دور لبش خطّ عنبرافشان را

صائب تبریزی- غزل شماره 635

 

ببین به دور لبش خطّ عنبرافشان را

که چون شراب برون داده راز پنهان را

به باددست، کلید خزانه را مسپار

مده به دست صبا زلف عنبرافشان را

مکن به ماه نو ابروی یار را تشبیه

چه نسبت است به محراب، طاق نسیان را؟

درازدستی اهل هوس ز گستاخی

به ماه مصر گوارا نمود زندان را

ز لطف و قهر تو مهرم نمی شود کم و بیش

که پشت و رو نبوَد آفتاب تابان را

گره به جبهۀ آیینه وار خویش مزن

مکن به طوطی خوش حرف تنگ، میدان را

اگر تو دامن خود را به دست ما ندهی

ز دست ما نگرفته است کس گریبان را

ز بس که خلق تُنُک مایه اند از انصاف

به سیم قلب نگیرند ماه کنعان را

بر آن گروه حلال است دعوی همّت

که چین جبهه شمارند مدِّ احسان را

کبابِ حسنِ گلوسوزِ تشنگی گردم!

که سرد بر دل من کرد آب حیوان را

جدا نمی شود از هم، دو دل یکی چو شود

نمی توان ز دل ما کشید پیکان را

غلط به کاغذِ ابری کنند دیده وران

فشرد بس که فلک ابرهای احسان را

در آن سری که بوَد خارخار شوق، کند

چو گردباد به یک پای طی، بیابان را

ز ناقصانِ بصیرت بلندپروازی

سر از دریچه برون کردن است کوران را

خرید خون خود از ناز نعمت الوان

فشرد بر جگر خویش هر که دندان را

ز آه، دل نگشاید که از گشادِ خدنگ

دلِ گرفته نگردد شکفته پیکان را

سخن به مردم فهمیده عرض کن صائب

به شوره زار مکن صرف، آب حیوان را

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤