چه غم ز آه من آن خطّ روح پرور را؟ - ادبستان شعر پارسی % %

چه غم ز آه من آن خطّ روح پرور را؟

صائب تبریزی- غزل شماره 599

 

چه غم ز آه من آن خطّ روح پرور را؟

که برگریز نباشد بهارِ عنبر را

ز دل سیاهیِ آبِ حیات می آید

که تشنه سر به بیابان دهد سکندر را

ز چهرۀ سخن حق نقاب بردارد

ز دار هر که چو منصور کرد منبر را

توان به مُهرِ خموشی دهان ما را بست

اگر به موم توان بست چشمِ مجمر را

لب سؤال، درِ فقر را کلید بوَد

به روی خود مگشا زینهار این در را

مجرّدان تو از قید جسم آزادند

چه احتیاج به کشتی بوَد شناور را؟

مگیر از لب خود مهر چون صدف صائب

کنون که قدر خزف نیست آبِ گوهر را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤