ز راه صلح مهیای جنگ می آید - ادبستان شعر پارسی % %

ز راه صلح مهیای جنگ می آید

صائب تبریزی- غزل شماره 4001

ز راه صلح مهیای جنگ می آید

ز مومیایی او کار سنک می آید

امید رحم بود کفر ازان خدا ناترس

که گر به کعبه رود از فرنگ می آید

ز شیشه بال پریزاد اگر شکسته شود

خیال یار هم از دل به تنگ می آید

غبارِ آه ز دل می شود بلند مرا

به شیشۀ دل هر کس که سنگ می آید

به چار بالش خاراست چون شرر جایم

ز بس که بر من از اطراف سنگ می آید

قد خمیده مرا شد به راه راست دلیل

به صیقل آینه بیرون ز رنگ می آید

چنان به عهد تو شد عام دردمندیها

که بوی درد ز داغ پلنگ می آید

خیال روی تو هم می رود ز دل بیرون

برون ز گوهر اگر آب و رنگ می آید

ز آسمان مقوس ز بس کجی دیدم

کمان به دیدۀ من چون خدنگ می آید

مگر که هست امید اجابتی صائب؟

که آه بر لب من بی درنگ می آید

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤