خوشا روزی که بینم دلبر بگزیدۀ خود را - ادبستان شعر پارسی % %

خوشا روزی که بینم دلبر بگزیدۀ خود را

صائب تبریزی- غزل شماره 361

خوشا روزی که بینم دلبر بگزیدۀ خود را

ز رخسارش برافروزم چراغ دیدۀ خود را

چرا ممنون شوم از گلشن آرا من که می دانم

به از صد دستۀ گل، دامن برچیدۀ خود را

به دامان صدف بار دگر افکندم از ساحل

ز قحط قدردانان گوهر سنجیدۀ خود را

سرآمد چون جرس هر چند در فریاد عمر من

نشد بیدار سازم طالع خوابیدۀ خود را

ز آب زندگی ریگ روان سیری نمی دارد

ز می سیراب چون سازم دل غم دیدۀ خود را

صدف از ابر نیسان می کند بیجا گهر پنهان

نگیرد پس کریم از سایلان بخشیدۀ خود را

نیندازد به هر آلوده دامن عشق او سایه

به خاصان می دهد شه، جامۀ پوشیدۀ خود را

همان شایستۀ رخسار او صائب نمی دانم

اگر در چشمۀ خورشید شویم دیدۀ خود را

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤