چه عجب تیر خدنگ تو گر از دل گذرد؟

صائب تبریزی- غزل شماره 3336

چه عجب تیر خدنگ تو گر از دل گذرد؟

راهرو گرم چو گردید ز منزل گذرد

دامنِ تیغ ز خونم شرر افشان گردید

تا ازین شعله چه بر دامن قاتل گذرد

داغ تا چند نهان در تهِ مرهم باشد؟

عمر آیینۀ ما چند درین گل گذرد؟

سالک آن است که بنشیند و سیار شود

رهرو آن است که از قطع مراحل گذرد

دل بیتاب من و گوشۀ عزلت، هیهات

چه خیال است که پروانه ز محفل گذرد؟

رهرو عشق غم پای سلامت نخورد

خار این بادیه از آبلۀ دل گذرد

چشم حیرت زدگان جذبۀ دیگر دارد

حسن از عشق محال است که غافل گذرد

اهل دل فارغ از اندیشۀ باطل باشند

عمر نادان به تمیز حق و باطل گذرد

چه عجب صائب اگر دل به تماشای تو داد؟

که صنوبر ز تماشای تو از دل گذرد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها