زخم عشّاق محال است ز خنجر گذرد - ادبستان شعر پارسی % %

زخم عشّاق محال است ز خنجر گذرد

صائب تبریزی- غزل شماره 3335

زخم عشّاق محال است ز خنجر گذرد

چه خیال است که مخمور ز ساغر گذرد؟

زاهد خشک ز سرچشمۀ زمزم نگذشت

مست چون از می چون خون کبوتر گذرد؟

چرخ پُر کوکبه سدّ ره عاشق نشود

این سپندی است که چون برق ز مجمر گذرد

عبث آیینه زره پوش ز جوهر شده است

تیر مژگان تو از سدّ سکندر گذرد

نافه را کاکل مشکین تو در هم پیچید

تا چه از نکهت زلف تو به عنبر گذرد

خضر دست هوسی می کند از دور بلند

صائب آن نیست ز سرچشمۀ ساغر گذرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤