در طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرست

صائب تبریزی- غزل شماره 984

 

در طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرست

موج این وادی رگ جان، ریگ این صحرا سرست

از محیط آفرینش چون نیاید بوی خون؟

هر حبابی را که می بینی درین دریا سرست

نیست دستی در گریبان چاک گرداندن مرا

چون سبو دست مرا پیوند الفت با سرست

اهل دنیا مال را دارند بیش از جان عزیز

از سر دستار هر کس بگذرد اینجا سرست

مو شکافی را رواجی نیست در بازار عشق

هر که سر از پا نمی داند درین سودا سرست

تخت ما افتادگیّ و لشکر ما بیکسی

جوهر ذاتی است تیغ ما و تاج ما سرست

اشتها کامل چو شد، خون نعمت الوان بود

چون گران شد خواب، صائب بالش خارا سرست

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها