گر چنین خون، دل ازان طرۀ مشکین گردد - ادبستان شعر پارسی % %

گر چنین خون، دل ازان طرۀ مشکین گردد

صائب تبریزی- غزل شماره 3272

گر چنین خون، دل ازان طرۀ مشکین گردد

شانه را دست در آن زلف نگارین گردد

مانع شوخی آن چشم نشد پردۀ خواب

برق در ابر محال است بتمکین گردد

می بری دلبری ای شوخ ز حد، می ترسم

کز گرانباری دل زلف تو بی چین گردد

از جوان حرص فزون است کهنسالان را

خار چون خشک شود بیش شلایین گردد

عالمی گردن امید برافراخته اند

تا به خون که دم تیغ تو رنگین گردد

اگر از باده شود چهرۀ خوبان رنگین

باده از چهرۀ رنگین تو رنگین گردد

چشم خورشید کز او خیره شود چشم جهان

از تماشای رخت مشرق پروین گردد

کوه غم بار به دل نیست طلبکار ترا

که سبکسیر شود سیل چو سنگین گردد

پای خوابیده محال است به معراج رسد

چشم خودبین چه خیال است خدابین گردد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤