گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما - ادبستان شعر پارسی % %

گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما

صائب تبریزی- غزل شماره 254

گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما

جوید از بهر رهایی روزنی محبوس ما

غربت ما دردمندان، پلّۀ آزادگی است

نیست جز دام و قفس جای دگر مأنوس ما

پنجه با زور جنون کردن نه کار هر کس است

سنگ می لرزد به خود از شیشۀ ناموس ما

دست خود را چون صدف بر روی هم نگذاشتیم

تا نشد گنجینۀ گوهر کف افسوس ما

گر چه یار از حال ما هرگز نمی گیرد خبر

خلوت آیینه خالی نیست از جاسوس ما

تازه گردد در دل پرشور ما داغ کهن

می شود روشن چراغ کشته در فانوس ما

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤