حسرت از منقار خون آلود بلبل می چکد - ادبستان شعر پارسی % %

حسرت از منقار خون آلود بلبل می چکد

صائب تبریزی- غزل شماره 2454

 

حسرت از منقار خون آلود بلبل می چکد

پاکدامانی چون شبنم از رخ گل می چکد

آب و رنگ گلسِتان حسن افزون می شود

هر قدر خون بیش از تیغ تغافل می چکد

گر نصیب خار می گردد گناه قسمت است

اشک شبنم در هوای دامن گل می چکد

نسبت آن طرّۀ شاداب با سنبل خطاست

آب کی در پیچ و تاب از زلف سنبل می چکد؟

حیرت سرشار، ثابت می کند سیّاره را

چون عرق از روی ساقی بی تأمّل می چکد

آنچه از گیرایی آن زلف و کاکل دیده ام

خون دل کی بر زمین زان زلف و کاکل می چکد؟

زیر طاق آسمانها جای خواب امن نیست

بیم سیل نوبهار از سایۀ پل می چکد

وسمه بر ابروی تلخ آن نگار تندخو

زهر خونخواری است کز تیغ تغافل می چکد

زود خواهد دست گلچین را گرفتن در نگار

لاله های خون که از منقار بلبل می چکد

از عرق هردم دهد شهری به طوفان چهره اش

شبنمی گر وقت صبح از چهرۀ گل می چکد

با توکّل تشنگان را گر بود بیعت درست

آب خضر از پنجۀ خشک توکّل می چکد

صائب از کلک سخن پرداز ما در آتش است

خون گرمی کز سر منقار بلبل می چکد

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤