
صائب تبریزی- غزل شماره 2411
از حریص افزون به قانع فیض احسان میرسد
روزی مور از شکرخند سلیمان میرسد
حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزار
هرچه از موران زیاد آید به دهقان میرسد
بید میگردد پس از خشکی برومند از نبات
از سر منصور دار آخر به سامان میرسد
حلقۀ درگاه امّیدست چشم انتظار
بوی پیراهن به داد پیر کنعان میرسد
حسن را دارد سپند از چشم بدبینان نگاه
نالۀ بلبل به فریاد گلستان میرسد
وصل میخواهی، تلاش خاکساری کن که گرد
تا نفس را راست میسازد به دامان میرسد
تیرهروزان خوب میدانند صائب قدر هم
شام زلف آخر به فریاد غریبان میرسد