بر طفلِ اشک خون جگر دست یافته است - ادبستان شعر پارسی % %

بر طفلِ اشک خون جگر دست یافته است

صائب تبریزی- غزل شماره 1963

 

بر طفلِ اشک خون جگر دست یافته است

در آب، رنگ چون به گهر دست یافته است؟

بتوان به حرف نرم دل سنگ آب کرد

شیر از ملایمت به شکر دست یافته است

زین طفل مشربانِ ز مکتب گریخته

آفت ز شش جهت به ثمر دست یافته است

سیری ز آب تیغ ندارد شهید ما

بر آب خضر تشنه جگر دست یافته است

افتادگی چرا نکند کس شعار خویش؟

زلف از فتادگی به کمر دست یافته است

خود را چسان به بوسه تسلّی کنم ازو؟

موری به تنگهای شکر دست یافته است

در هم نریخته است اگر مهرۀ نجوم

چون بدگهر به پاک گهر دست یافته است؟

امروز نیست دست جفای فلک دراز

دیری است تا بر اهل هنر دست یافته است

بی گریه ای مباش که شبنم به طرف باغ

بر گل ز فیض دیدۀ تر دست یافته است

نبوَد عجب که خندۀ نوکیسگی زند

گل یک دو روز شد که به زر دست یافته است

فرهاد هم به کوه و کمر برده است راه

خسرو اگر به گنج گهر دست یافته است

خواهد شدن چو لاله بناگوش میکشان

از نوبهار تاک شرر دست یافته است

برگشته است همچو صدا بی اثر ز کوه

فریاد ما کجا به اثر دست یافته است؟

چون آب، موج می زند از جبهۀ صدف

کز پاک طینتی به گهر دست یافته است

بی سیلی و تپانچه کی از دست می دهد؟

بر طفل شوخ چشم، پدر دست یافته است

صائب شکر به تنگ بود در کلام تو

کلک تو بر کدام شکر دست یافته است؟

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤