
صائب تبریزی- غزل شماره 1796
دروغ شیوۀ طبع یگانۀ ما نیست
شرر فشانی، کار زبانۀ ما نیست
تلاش مسند عزّت برون در بگذار
صف نعال در آیینه خانۀ ما نیست
غنیمت است درین روزگار کم فرصت
که خضر مانع آب شبانۀ ما نیست
به عشق برق، الف می کشد به سینۀ خویش
به دست ابر خنک، چشم دانۀ ما نیست
به سینۀ دل صد چاک دست رد مگذار
اگر چه زلف تو محتاج شانۀ ما نیست
برو گل این زر خود در کنار آتش ریز
که خونبهای خس آشیانۀ ما نیست
به جای نقطه سویدا ز کلک می ریزد
فغان که اهل دلی در زمانۀ ما نیست
چرا کنیم سخن دلپذیر چون صائب؟
سخن پذیر دلی در زمانۀ ما نیست



