خلوت آینه را طوطی غمّازی هست - ادبستان شعر پارسی % %

خلوت آینه را طوطی غمّازی هست

صائب تبریزی- غزل شماره 1583

 

خلوت آینه را طوطی غمّازی هست

هر کجا روی نهادیم سخنسازی هست

نیست مجنون وفادارِ مرا پای گریز

ورنه چون زور جنون سلسله پردازی هست

چشم نظّارگیان تاب ندارد، ورنه

دل تاریک مرا آینه پردازی هست

از نفسهای پریشان غبارآلودم

می توان یافت که در سینه سبکتازی هست

فیض سر رشتۀ امّید عمومی دارد

در حریمی که نگاه غلط اندازی هست

دامن گل نشود زخمی سر پنجۀ خار

گلسِتانی که در او شعلۀ آوازی هست

انتظار جگرِ سوختگان سنگ ره است

ورنه ما را چو شرر رخصت پروازی هست

تا نبارد به سرش تیغ، دهن نگشاید

چون صدف در دل هر کس گهر رازی هست

روی برتافتن از سیلی غم بیجگری است

ورنه چون رنگ، مرا شهپر پروازی است

چون شرر آمدن و رفتن ما هر دو یکی است

ما چه دانیم که انجامی و آغازی هست

حیف باشد که درین دشت شکاری نکند

هر که را قوّت سرپنجۀ شهبازی هست

از نواهای جگرسوز تو صائب پیداست

که ترا در دل صد پاره نواسازی هست

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤