
خسرو گلسرخی – شعر شماره 32
زخم سیاه
که ایستاده به درگاه ؟
آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار.
بر گونه های تو آیا شیارها
زخم سیاه زمستان است ؟
در ریزش مداوم این برف
هرگز ندیدمت
زخم سیاه گونه ی تو
از چیست ؟
آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار
در چشم من
همیشه زمستان است .