دیشب لب رود،شیطان زمزمه داشت - ادبستان شعر پارسی % %

دیشب لب رود،شیطان زمزمه داشت

سهراب سپهری – مجموعه شرق اندوه

شماره 15

لب آب

دیشب، لب رود، شیطان زمزمه داشت

شب بود و چراغک بود

شیطان، تنها، تک بود

باد آمده بود، باران زده بود: شب تر، گل ها پرپر

بویی نه به راه

ناگاه

آیینه ی رود، نقش غمی بنمود: شیطان لب آب

خاک سیا در خواب

زمزمه ای می مرد. بادی می رفت، رازی می برد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤