پنجره ام به تهی باز شد و من ویران شدم - ادبستان شعر پارسی % %

پنجره ام به تهی باز شد و من ویران شدم

سهراب سپهری – مجموعه زندگی خواب ها

شماره 5

پرده

پنجره ام به تهی باز شد

و من ویران شدم

پرده نفس می کشید

دیوار قیر اندود !

از میان برخیز

پایان تلخ صداهای هوش ربا !

فرو ریز

لذت خواب می فشارد

فراموشی می بارد

پرده نفس می کشد

شکوفه ی خوابم می پژمرد

تا دوزخ ها بشکافند

تا سایه ها بی پایان شوند

تا نگاهم رها گردد

درهم شکن بی جنبشی ات را

و از مرز هستی من بگذر

سیاه سرد بی تپش گنگ !

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤