ابری نیست،بادی نیست،می نشینم لب حوض - ادبستان شعر پارسی % %

ابری نیست،بادی نیست،می نشینم لب حوض

سهراب سپهری – مجموعه حجم سبز

شماره 2

روشنی، من، گل، آب

ابری نیست

بادی نیست

می نشینم لب حوض

گردش ماهی ها، روشنی، من، گل، آب

پاکی خوشه ی زیست

مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر، آسمانی بی ابر، اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک لای گل های حیاط

نور در کاسه ی مس چه نوازش ها می ریزد

نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می آرد

پشت لبخندی پنهان هر چیز

روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره ی من پیداست

چیزهایی هست که نمی دانم

می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد

می روم بالا تا اوج، من پر از بال و پرم

راه می بینم در ظلمت، من پر از فانوسم

من پر از نورم و شن

و پر از دار و درخت

پرم از راه، از پل، از رود، از موج

پرم از سایه ی برگی در آب

چه درونم تنهاست

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤