ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار - ادبستان شعر پارسی % %

ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار

سهراب سپهری – مجموعه آوار آفتاب

شماره 30

در سفر آن سوها

ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار

در دره ی آفتاب سر برگرفته ای

کنار بالش تو، بید سایه فکن از پا درآمده است

دوری، تو از آن سوی شقایق دوری

در خیرگی بوته ها کو سایه ی لبخندی که گذر کند ؟

از کشاف اندیشه کو نسیمی که درون آید ؟

سنگریزه ی رود بر گونه تو می لغزد

شبنم جنگل دور، سیمای تو را می رباید

تو را از تو ربوده اند و این تنهایی ژرف است

می گریی و در بیراهه ی زمزمه ای سرگردان می شوی

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤