ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم همراه با معنی و تفسیر

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

سعدی-غزل شماره 481

 

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

با خرابات آشناییم از خرد بیگانه‌ایم

خویشتن سوزیم و جان بر سر نهاده شمع‌وار

هر کجا در مجلسی شمعیست ما پروانه‌ایم

اهل دانش را درین گفتار با ما کار نیست

عاقلان را کی زیان دارد که ما دیوانه‌ایم

گر چه قومی را صلاح و نیکنامی ظاهرست

ما به قلاشی و رندی در جهان افسانه‌ایم

اندرین راه ار بدانی هر دو بر یک جاده‌ایم

واندرین کوی ارببینی هر دو از یک خانه‌ایم

خلق می‌گویند جاه و فضل در فرزانگیست

گو مباش اینها که ما رندان نافرزانه‌ایم

عیب تست ار چشم گوهر بین نداری ورنه ما

هر یک اندر بحر معنی گوهر یکدانه‌ایم

از بیابان عدم دی آمده فردا شده

کمتر از عیشی یک امشب کاندرین کاشانه‌ایم

سعدیا گر بادهٔ صافیت باید باز گو

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

 

معنی بیت‌های شعر

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم
با خرابات آشناییم از خرد بیگانه‌ایم

ای ساقی، به ما شراب بده؛ زیرا ما رنج‌کشیدگان و دلدادگان میخانه‌ایم و با خرابات مأنوسیم و از عقل حسابگر و مصلحت‌اندیش بیگانه.

خویشتن سوزیم و جان بر سر نهاده شمع‌وار
هر کجا در مجلسی شمعیست ما پروانه‌ایم

ما مانند شمع، خود را می‌سوزانیم و جانمان را فدای عشق می‌کنیم؛ هر جا شمعی در مجلسی باشد، ما همچون پروانه گرد آن می‌گردیم.

اهل دانش را درین گفتار با ما کار نیست
عاقلان را کی زیان دارد که ما دیوانه‌ایم

دانشمندان و اهل استدلال با این سخنان عاشقانه و رندانه‌ی ما کاری ندارند؛ دیوانگی ما چه زیانی برای خردمندان دارد؟

گر چه قومی را صلاح و نیکنامی ظاهرست
ما به قلاشی و رندی در جهان افسانه‌ایم

اگرچه گروهی به پرهیزکاری و نیک‌نامی مشهورند، ما نیز در رندی، آزادگی و بی‌پروایی چنان نام‌آوریم که داستان شده‌ایم.

اندرین راه ار بدانی هر دو بر یک جاده‌ایم
واندرین کوی ارببینی هر دو از یک خانه‌ایم

اگر در این راه دقت کنی، می‌بینی که هر دو گروه در حقیقت در یک مسیر گام می‌زنیم؛ و اگر در این کوی بنگری، درمی‌یابی که هر دو از یک خانه و یک سرچشمه‌ایم.

خلق می‌گویند جاه و فضل در فرزانگیست
گو مباش اینها که ما رندان نافرزانه‌ایم

مردم می‌گویند مقام و فضیلت در خردمندی و فرزانگی است؛ اما بگذار چنین چیزهایی نصیب ما نباشد، زیرا ما رندانِ بی‌اعتنا به حسابگری و فرزانگیِ ظاهری هستیم.

عیب تست ار چشم گوهر بین نداری ورنه ما
هر یک اندر بحر معنی گوهر یکدانه‌ایم

اگر نمی‌توانی ارزش ما را ببینی، این عیبِ چشم توست که گوهرشناس نیست؛ وگرنه هر یک از ما در دریای معنا، گوهری یگانه و بی‌همتا هستیم.

از بیابان عدم دی آمده فردا شده
کمتر از عیشی یک امشب کاندرین کاشانه‌ایم

ما از بیابان نیستی آمده‌ایم و فردای زندگی‌مان نیز به‌سرعت فرا خواهد رسید؛ پس تا زمانی که امشب در این خانه‌ی دنیا هستیم، حتی لحظه‌ای از شادی و بهره‌مندی غافل نشویم.

سعدیا گر بادهٔ صافیت باید باز گو
ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

ای سعدی، اگر شراب ناب می‌خواهی، دوباره بگو: ای ساقی، شراب بده؛ زیرا ما رنج‌کشیدگان و دلدادگان میخانه‌ایم.

«در بیت هشتم، به‌ویژه تعبیر «دی آمده فردا شده»، اندکی ابهام دارد و معنی بر اساس مفهوم کلی بیت بیان شده است.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤