
سعدی-غزل شماره 476
باد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیم
بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم
ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیم
در قیامت بر صراطت جای تشویشست و بیم
قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر
خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم
عیبت از بیگانه پوشیدست و میبیند بصیر
فعلت از همسایه پنهانست و میداند علیم
نفس پروردن خلاف رای دانشمند بود
طفل خرما دوست دارد، صبر فرماید حکیم
راه نومیدی گرفتم رحمتم دل میدهد
کای گنهکاران هنوز امید عفوست از کریم
گر بسوزانی خداوندا جزای فعل ماست
ور ببخشی رحمتت عامست و احسانت قدیم
گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببرد
همچنان امید میدارم به رحمن رحیم
آن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کرد
هم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیم
سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است
وقت عذر آوردنست استغفرالله العظیم
معنی بیتهای شعر
باد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیم
بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم
ای همنشین، نسیم خوشبوی سحرگاهان بهخوبی میوزد، برخیز؛ زیرا پس از مرگ ما نیز نسیم بسیار بر خاک قبرمان خواهد وزید.
ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیم
در قیامت بر صراطت جای تشویشست و بیم
ای کسی که در دنیا در راه راست گام برنداشتی، در قیامت هنگام گذشتن از پل صراط، گرفتار نگرانی و ترس خواهی بود.
قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر
خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم
در روز رستاخیز، زرِ تقلبی و ظاهرسازی را نمیپذیرند؛ انسان باید همچون طلای ناب، خالص باشد تا از آتش آزمون سالم بیرون آید.
عیبت از بیگانه پوشیدست و میبیند بصیر
فعلت از همسایه پنهانست و میداند علیم
ممکن است عیب تو از مردم بیگانه پوشیده بماند، اما خدای بینا آن را میبیند؛ و اگر کارهایت را از همسایه پنهان کنی، خدای دانا از آن آگاه است.
نفس پروردن خلاف رای دانشمند بود
طفل خرما دوست دارد، صبر فرماید حکیم
پرورش دادن و پیروی کردن از خواهشهای نفس، برخلاف اندیشه خردمندان است؛ چنانکه کودک خرما میخواهد، اما حکیم او را به شکیبایی وامیدارد.
راه نومیدی گرفتم رحمتم دل میدهد
کای گنهکاران هنوز امید عفوست از کریم
وقتی راه نومیدی در پیش گرفتم، رحمت الهی به دلم نوید داد که ای گناهکاران، هنوز از خداوند کریم امید بخشایش وجود دارد.
گر بسوزانی خداوندا جزای فعل ماست
ور ببخشی رحمتت عامست و احسانت قدیم
خداوندا، اگر ما را به آتش عذاب بسوزانی، این کیفر کردار ماست؛ و اگر ببخشی، بخشایش تو فراگیر و نیکیات دیرینه و همیشگی است.
گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببرد
همچنان امید میدارم به رحمن رحیم
اگرچه شیطان راندهشده مرا از راه عدالت و درستکاری منحرف کرده است، همچنان به خدای بخشنده و مهربان امید دارم.
آن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کرد
هم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیم
خدایی که به من جان بخشید، روزیام داد و نعمتهای فراوان ارزانی داشت، هنگامی که چیزی جز مشتی استخوان پوسیده نباشم نیز مرا خواهد بخشید.
سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است
وقت عذر آوردنست استغفرالله العظیم
ای سعدی، سخن بسیار گفتن موجب تباه شدن عمر است؛ اکنون هنگام توبه و پوزش خواستن است: از خدای بزرگ آمرزش میطلبم.



