گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم - ادبستان شعر پارسی % %

گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 225

گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم

کام دل زار از تو دل‌آزار برآرم

از آبله ی پا به ره وادی عشقت

هر گام چه گل‌ها که ز هر خار برآرم

خواهم که دل از روزن روی تو ببیند

گر تیر تو از سینه ی افگار برآرم

از حد نگذشته است جفا کاری گردون

وقت است که یک آه شرر بار برآرم

با اشک شب هجر و نگاه شب وصلت

چون آرزوی دیده ی بیدار برآرم

تا در ره عشق تو به سر خاک توان کرد

کو فرصت آنم که ز پا خار برآرم

دانم که حجاب من و معشوق سحاب است

روزی که سر از پرده ی پندار برآرم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤