هر گل که پس از مردنم از خاک برآمد

سحاب اصفهانی – غزل شماره 108

هر گل که پس از مردنم از خاک برآمد

خاریست که از عشق گلی بر جگر آمد

تا خواجه پی ریختن طرح سرا بود

هنگام عزیمت به سرای دگر آمد

ایمن بود از سنگ حوادث پر و بالم

زیرا که مرا تیر تو تعویذپر آمد

یک تیر خطا شد به دلم آنچه فکندی

صد تیر زدی لیک یکی کارگر آمد

زآن پیش که از تیغ و سپرم نام و نشا بود

جان و دل من تیغ بلا را سپر آمد

از بخت بد آن مایه ی عمر آه که وقتی

آمد به سر من که مرا عمر سر آمد

در عالم عزلت چو سحاب آنکه نظر کرد

در دیده ی او هر دو جهان مختصر آمد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها