
سحاب اصفهانی – غزل شماره 224
از تغافل یا تو را با خویش مایل میکنم
یا برون مهر تو را یک باره از دل میکنم
گر به جا خوی برآرد خون ز چشمم دور نیست
زیر تیغ از بس که شرم از روی قاتل میکنم
هر زمان بر سینه از ناخن گشایم رخنهها
چارهها بنگر که بهر تنگی دل میکنم
میکنم یا دل به آسانی ز مهر روی تو
یا که بر خود کار را یک باره مشکل میکنم
ایمنند از گمرهی واماندگان کاروان
چون جرس تا ناله در دنبال محمل میکنم
اینکه ترک عاشقی کردم نه از وارستگی است
امتثال حکم شاهنشاه عادل میکنم
شهنشان فتحعلیشاه آنکه شرم آرد سحاب
چون به دریا ابر دستش را مقابل میکنم