گردون مرا ز محنت هستی رها نخواست - ادبستان شعر پارسی % %

گردون مرا ز محنت هستی رها نخواست

رهی معیری – رباعی شماره 5

محنت هستی (1)

گردون مرا ز محنت هستی رها نخواست

مرگم رسیده بود ولیکن خدا نخواست

آمد اجل که از غم دل وارهاندم

اما زمانه از غم و رنجم رها نخواست


واژگان دشوار : 1-این شعر در بستری بیماری در بیمارستان لندن به تاریخ 15 بهمن 1346 سروده شده است .

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤