نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم - ادبستان شعر پارسی % %

نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم

خواجوی کرمانی – غزل شماره 709

نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم

چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم

به تو کی توان رسیدن چو ز خویش رفتم

ز تو چون توان بریدن چو ز خود بریدم

چه فروشی آب رویم که به ملک عالم

نفروشم آرزویت که به جان خریدم

ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتم

نروم ز پیش تیغت که به جان رسیدم

چه نکردم از وفا به تو میل کردم

چه ندیدم از جفا تا ز تو هجر دیدم

که بَرَد خبر به یارم که ز اشتیاقش

ز خبر برفتم از وی چو خبر شنیدم

نکشیده زلف عنبر شکنش چو خواجو

نتوان به شرح گفتن که چه ها کشیدم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤