کسی کزآن سر زلف دو تا نمی ترسد - ادبستان شعر پارسی % %

کسی کزآن سر زلف دو تا نمی ترسد

خواجوی کرمانی – غزل شماره 410

کسی کزآن سر زلف دو تا نمی ترسد

معّین است که از اژدها نمی ترسد

مرا ز طعن ملامت گران مترسانید

که برگ بید ز باد هوا نمی ترسد

مریض شوق ز تیر ستم نمی رنجد

قتیل عشق ز تیغ جفا نمی ترسد

از آن دو جادوی عاشق کش تو می ترسم

کزآن بترس که او از خدا نمی ترسد

چنین که خون اسیران به ظلم می ریزد

مگر ز هیبت روز جزا نمی ترسد

هزار جان گرامی فدای بالایت

بیا که کشته ی عشق از بلا نمی ترسد

گر از عتاب تو ترسم تفاوتی نکند

کدام بنده که از پادشا نمی ترسد

از آن ز چشم خوشت خائفم که هندوئیست

که از سیاست ترک ختا نمی ترسد

کسی که تیر جفا می زند برین دل ریش

مگر ز ضربت تیغ قضا نمی ترسد

مرا به زخم قفا گفتمش ز پیش مران

که زخم خورده ی هجر از قفا نمی ترسد

به طیره گفت که خواجو چنین که می بینم

ز نوک غمزه ی خونریز ما نمی ترسد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤