ز در درآ و شبستان ما منوّر کن-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

ز در درآ و شبستان ما منوّر کن-همراه با معنی و تفسیر

ز در درآ و شبستان ما منوّر کن

حافظ-غزل شماره 397

 

ز در درآ و شبستان ما منوّر کن

هوای مجلس روحانیان معطر کن

اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز

پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن

به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان

بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن

ستاره ی شب هجران نمی‌فشاند نور

به بام قصر برآ و چراغ مه برکن

بگو به خازن جنّت که خاک این مجلس

به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن

از این مزوّجه و خرقه نیک در تنگم

به یک کرشمه ی صوفی وشم قلندر کن

چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند

کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن

فضول نفس حکایت بسی کند ساقی

تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن

حجاب دیده ی ادراک شد شعاع جمال

بیا و خرگه خورشید را منوّر کن

طمع به قند وصال تو حدّ ما نبود

حوالتم به لب لعل همچو شکر کن

لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده

بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن

پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان

ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن


 معنی و تفسیر بیت های نخستین:

۱. ز در درآ و شبستان ما منوّر کن / هوای مجلس روحانیان معطر کن:
حافظ می‌گوید که از در وارد شو و شبستان ما (جایگاه عشق) را منوّر کن و هوای مجلس روحانیان (عارفان) را معطر کن. این بیت نشان‌دهنده‌ی این است که معشوق می‌تواند با حضور خود، محیط را نورانی و معطر کند.

۲. اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز / پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن:
شاعر می‌گوید که اگر فقیه (زاهد) نصیحت کند که عشق مباز (عشق نورز)، به او پیاله‌ای (جام شراب) بده و دماغ او را تر (خوشبو) کن. این بیت بیان‌گر این است که شاعر به جای نصیحت، شراب و لذت را ترجیح می‌دهد.

۳. به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان / بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن:
حافظ می‌گوید که دل و جان خود را به چشم و ابروی جانان (معشوق) سپرده است و از او می‌خواهد که بیاید و تماشای طاق و منظر (زیبایی‌ها) کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی این است که شاعر تمام وجود خود را به معشوق سپرده است.

۴. ستاره ی شب هجران نمی‌فشاند نور / به بام قصر برآ و چراغ مه برکن:
شاعر می‌گوید که ستاره‌ی شب هجران (شب جدایی) نور نمی‌فشاند و از معشوق می‌خواهد که به بام قصر برآید و چراغ مه (ماه) را برافروزد. این بیت بیان‌گر این است که معشوق می‌تواند تاریکی هجران را روشن کند.


معنی و تفسیر بیت های میانی:

۵. بگو به خازن جنّت که خاک این مجلس / به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن:
حافظ می‌گوید که به خازن جنّت (نگهبان بهشت) بگو که خاک این مجلس (جایگاه عشق) را به تحفه (هدیه) به سوی فردوس (بهشت) و عود مجمر (خوشبو) کن. این بیت نشان‌دهنده‌ی این است که جایگاه عشق ارزش بهشتی دارد.

۶. از این مزوّجه و خرقه نیک در تنگم / به یک کرشمه ی صوفی وشم قلندر کن:
شاعر می‌گوید که از این مزوّجه (زهد و تقوا) و خرقه (پوشش زاهدان) به تنگ آمده است و از معشوق می‌خواهد که با یک کرشمه‌ی صوفی (نگاه عارفانه)، او را قلندر (عارف آزاده) کند. این بیت بیان‌گر این است که شاعر به دنبال آزادی و عرفان واقعی است.

۷. چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند / کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن:
حافظ می‌گوید که مانند شاهدان چمن (زیبارویان) که زیردست حسن (زیبایی) هستند، کرشمه بر سمن (گل سمن) و جلوه بر صنوبر (درخت صنوبر) کن. این بیت نشان‌دهنده‌ی این است که معشوق می‌تواند زیبایی‌های طبیعت را تحت تأثیر قرار دهد.

۸. فضول نفس حکایت بسی کند ساقی / تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن:
شاعر می‌گوید که فضول نفس (نفس اماره) حکایت‌های زیادی می‌کند، اما تو کار خود را از دست مده و می (شراب) را به ساغر (جام) کن. این بیت بیان‌گر این است که شاعر به جای گوش دادن به نفس اماره، به شراب و لذت روی می‌آورد.


معنی و تفسیر بیت های پایانی:

۹. حجاب دیده ی ادراک شد شعاع جمال / بیا و خرگه خورشید را منوّر کن:
حافظ می‌گوید که حجاب دیده‌ی ادراک (چشم فهم) برداشته شده است و از معشوق می‌خواهد که بیاید و خرگاه خورشید را منوّر کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی این است که معشوق می‌تواند حتی خورشید را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

۱۰. طمع به قند وصال تو حدّ ما نبود / حوالتم به لب لعل همچو شکر کن:
شاعر می‌گوید که طمع به قند وصال تو (شیرینی وصال تو) حدّ ما نبوده است و از تو می‌خواهد که حوالتم (حسابم) را به لب لعل (لب سرخ) همچو شکر کن. این بیت بیان‌گر این است که شاعر به وصال معشوق بسیار علاقه‌مند است.

۱۱. لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده / بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن:
حافظ می‌گوید که لب پیاله (جام شراب) را ببوس و سپس به مستان بده و با این کار، دماغ معاشران (همنشینان) را تر (خوشبو) کن. این بیت نشان‌دهنده‌ی این است که شاعر به لذت و خوشی اهمیت می‌دهد.

۱۲. پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان / ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن:
حافظ در پایان غزل می‌گوید که پس از ملازمت عیش و عشق مه‌رویان (معشوقان زیبا)، از کارهایی که می‌کنی، شعر حافظ را از بر کن. این بیت بیان‌گر این است که شاعر از معشوق می‌خواهد که شعر او را به یاد داشته باشد.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤