به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

حافظ-غزل شماره 28
به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
که مونس دم صبحم دعای دولت تست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
دلا طمع مبر از لطف بینهایت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
نمیکنی به ترحم نطاق سلسله سست
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست
معنی بیت های نخستین
۱. به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست / که مونس دم صبحم دعای دولت تست:
به جان خواجه (ممدوح) و به حق دیرینه و پیمان استوار خداوند سوگند که همدم من در سحرگاهان، دعای خیر برای توست. حافظ در این بیت وفاداری خود را به ممدوح و عشق به حق تعالی نشان میدهد و بیان میکند که حتی در خلوت سحر نیز به یاد اوست.
۲. سرشک من که ز طوفان نوح دست برد / ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست:
اشک من که از طوفان نوح هم سهمگینتر است، نتوانسته است نقش مهر تو را از لوح سینهام بشوید. این بیت نشاندهندهی عشقی است که حتی با گذشت زمان و مصائب بزرگ، از دل شاعر زدوده نمیشود.
۳. بکن معامله ای وین دل شکسته بخر / که با شکستگی ارزد به صد هزار درست:
معاملهای کن و این دل شکسته را بخر، چرا که با همهی شکستگیاش، به صد هزار دل سالم میارزد. حافظ در این بیت از ارزش والای دل شکستهی عاشق سخن میگوید که در نگاه اهل معرفت گرانبهاتر از هر گنج است.
۴. زبان مور به آصف دراز گشت و رواست / که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست:
اگر زبان مورچه به نزد آصف (وزیر سلیمان) دراز شد و پذیرفته شد، جای شگفت نیست اگر خواجه (ممدوح) نیز مانند جمشید، گاه سخنی نابهجا بگوید و سپس بازگردد. این بیت با اشاره به داستان مورچه و حضرت سلیمان، خطاپذیری ممدوح را با نگاهی گذرا و بخشنده توجیه میکند.
معنی بیت های پایانی
۵. دلا طمع مبر از لطف بینهایت دوست / چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست:
ای دل، از لطف بیکران دوست طمع مدار، چون ادعای عشق کردی، با چابکی و سرعت خود را تسلیم کن. حافظ در این بیت به ضرورت صداقت در عشق اشاره میکند و اینکه ادعای عشق باید با عمل همراه باشد.
۶. به صدق کوش که خورشید زاید از نفست / که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست:
به صداقت بکوش که خورشید حقیقت از نفس تو زاده شود، چرا که اولین صبح جهان از دروغ تاریک شد. این بیت اشاره به اهمیت صداقت دارد که میتواند جهان را روشن کند، در مقابل دروغ که تاریکی میآفریند.
۷. شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز / نمیکنی به ترحم نطاق سلسله سست:
از دست تو دیوانهی کوه و دشت شدم، اما تو هنوز از سر مهربانی، بندهای این زنجیر را سست نکردهای. حافظ در این بیت از بیمهری معشوق مینالد که با وجود عشق بیحد عاشق، رحمی به او نمیکند.
۸. مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی / گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست:
ای حافظ، رنجیده خاطر مشو و از دلبران انتظار وفا نداشته باش. گناه باغبان چیست اگر این گیاه (وفا) اصلاً نروییده است؟ این بیت بیانگر آن است که نباید از کسانی که طبعشان وفاداری نیست، توقع وفا داشت.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



