خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد-همراه با معنی و تفسیر

خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد


حافظ-غزل شماره 162

 

خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد

که در دستت به جز ساغر نباشد

زمان خوشدلی دریاب و دریاب

که دایم در صدف گوهر نباشد

غنیمت دان و می خور در گلستان

که گل تا هفته ی دیگر نباشد

ایا پُرلعل کرده جام زرین

ببخشا بر کسی کش زر نباشد

بیا ای شیخ و از خمخانه ی ما

شرابی خور که در کوثر نباشد

بشوی اوراق اگر همدرس مایی

که علم عشق در دفتر نباشد

ز من بنیوش و دل در شاهدی بند

که حسنش بسته ی زیور نباشد

شرابی بی خمارم بخش یا رب

که با وی هیچ درد سر نباشد

من از جان بنده ی سلطان اویسم

اگر چه یادش از چاکر نباشد

به تاج عالم آرایش که خورشید

چنین زیبنده ی افسر نباشد

کسی گیرد خطا بر نظم حافظ

که هیچش لطف در گوهر نباشد

 


معنی بیت های نخستین

۱. خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد / که در دستت به جز ساغر نباشد:
گل خوشآمد و زیباست، اما چیزی از آن خوشتر نیست که در دست تو جز پیمانهی شراب نباشد. حافظ در این بیت به لذت بیبدیل میگساری اشاره میکند که حتی از زیبایی گل نیز فراتر میرود. ساغر در اینجا نماد شراب، شادی و رهایی است.

۲. زمان خوشدلی دریاب و دریاب / که دایم در صدف گوهر نباشد:
فرصت شادمانی را غنیمت بشمار، چرا که همیشه گوهر در صدف یافت نمیشود. این بیت هشداری است درباره گذرایی لحظات خوش و ضرورت استفاده از فرصتها. صدف و گوهر استعاره از فرصتهای ناب و گذرای زندگی هستند.

۳. غنیمت دان و می خور در گلستان / که گل تا هفته ی دیگر نباشد:
در گلستان شراب بنوش و این لحظه را غنیمت شمار، چرا که گل تا هفتهی دیگر پایدار نخواهد ماند. حافظ با این تصویر زیبا، بر فانی بودن زیباییها و لذات دنیوی تأکید میکند و ما را به زندگی در لحظه دعوت مینماید.

۴. ایا پُرلعل کرده جام زرین / ببخشا بر کسی کش زر نباشد:
ای که جام زرین را از شراب سرخ پر کردهای، بر کسی که زر ندارد ببخشای. این بیت اشاره به بخشندگی و مهماننوازی دارد و از میزبان میخواهد که به نیازمندان نیز توجه کند. “پرلعل” اشاره به شراب سرخ و “زر” نماد ثروت و توانگری است.

معنی بیت های پایانی

۵. بیا ای شیخ و از خمخانه ی ما / شرابی خور که در کوثر نباشد:
ای شیخ، بیا و از میخانهی ما شرابی بنوش که در کوثر (نهر بهشتی) یافت نمیشود. حافظ در این بیت به برتری شراب عرفانی بر لذات ظاهری اشاره میکند و از ریاکاران دعوت میکند تا حقیقت را دریابند.

۶. بشوی اوراق اگر همدرس مایی / که علم عشق در دفتر نباشد:
اگر همدرس من هستی، اوراق (کتابها) را بشوی، چرا که دانش عشق در دفترها یافت نمیشود. این بیت نقدی است بر دانشهای ظاهری و تأکیدی بر شناخت قلبی. حافظ معتقد است عشق را باید در دل جست، نه در کتابها.

۷. ز من بنیوش و دل در شاهدی بند / که حسنش بسته ی زیور نباشد:
از من بشنو و دل به معشوقی بسپار که زیباییاش نیازمند زیور و آرایش نیست. حافظ در این بیت به زیبایی حقیقی و باطنی اشاره میکند که فراتر از آرایههای ظاهری است. “شاهد” در اصطلاح عرفانی به معنی معشوق حقیقی است.

۸. شرابی بی خمارم بخش یا رب / که با وی هیچ درد سر نباشد:
پروردگارا، به من شرابی عطا کن که بدون خمار (سردرد) باشد و با آن هیچ دردی نباشد. این درخواست حافظ برای شراب معنوی است که نهتنها نشئهآور باشد، بلکه دردها را نیز درمان کند. “شراب بیخمار” نماد لذتی است که عاری از هرگونه عذاب است.

معنی بیت های پایانی

۹. من از جان بنده ی سلطان اویسم / اگر چه یادش از چاکر نباشد:
من با تمام وجود بندهی سلطان عشقم، هرچند که او به بندگانش توجهی نداشته باشد. این بیت اوج عشق بیچشمداشت حافظ را نشان میدهد که حتی بدون توقع پاسخ، به عشق خود وفادار میماند. “سلطان” در اینجا اشاره به معشوق یا حضرت حق دارد.

۱۰. به تاج عالم آرایش که خورشید / چنین زیبنده ی افسر نباشد:
به تاجی که جهان را میآراید بنگر، که حتی خورشید نیز چنین زیبندهی افسری نبوده است. حافظ در این بیت به شکوه و جلال معشوق اشاره میکند که از تمام زیباییهای طبیعی فراتر است. تاج و افسر نماد مقام و زیبایی بیهمتای معشوق است.

۱۱. کسی گیرد خطا بر نظم حافظ / که هیچش لطف در گوهر نباشد:
تنها کسی بر شعر حافظ خرده میگیرد که در وجودش ذرهای لطف و فهم نباشد. این بیت پایانی دفاع حافظ از شعر خود است و اشاره به این دارد که تنها کسانی که قادر به درک ظرایف اشعارش نیستند، به آن ایراد میگیرند. “گوهر” در اینجا به معنای ذات و سرشت انسان است.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤