فرو رفت جَم را یکی نازنین - ادبستان شعر پارسی % %

فرو رفت جَم را یکی نازنین

سعدی-بوستان-باب نهم در توبه و راه صواب

شماره 7

 

فرو رفت جَم را یکی نازنین

کفن کرد چون کرمش ابریشمین

به دخمه برآمد پس از چند روز

که بر وی بگرید به زاری و سوز

چو پوسیده دیدش حریرِ کفن

به فکرت چنین گفت با خویشتن

من از کِرم برکنده بودم به زور

بکندند از او باز کرمانِ گور

در این باغ ، سروی نیامد بلند

که باد اجل بیخش از بُن نکند

قضا نقش یوسف جمالی نکرد

که ماهی گورش چو یونس نخورد

دو بیتم جگر کرد روزی کباب

که می‌گفت گوینده‌ای با رباب

دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل و بشکفد نوبهار

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤