یکی غلّه مرداد مه ، توده کرد - ادبستان شعر پارسی % %

یکی غلّه مرداد مه ، توده کرد

سعدی-بوستان-باب نهم در توبه و راه صواب

شماره 17

 

 

یکی غلّه مرداد مه ، توده کرد

ز تیمارِ دی خاطر آسوده کرد

شبی مست شد و آتشی برفروخت

نگونبختِ کالیوه ، خرمن بسوخت

دگر روز در خوشه چینی نشست

که یک جو ز خرمن نماندش به دست

چو سرگشته دیدند درویش را

یکی گفت پرورده ی خویش را

نخواهی که باشی چنین تیره روز

به دیوانگی خرمن خود مسوز

گر از دست شد عمرت اندر بدی

تو آنی که در خرمن آتش زدی

فضیحت بود خوشه اندوختن

پس از خرمنِ خویشتن سوختن

مکن جان من ، تخم دین وَرز و داد

مده خرمنِ نیکنامی به باد

چو برگشته بختی درافتد به بند

از او نیکبختان بگیرند پند

تو پیش از عقوبت درِ عفو کوب

که سودی ندارد فغان زیر چوب

برآر از گریبانِ غفلت سرت

که فردا نماند خجل در برت

 

2 دیدگاه دربارهٔ «یکی غلّه مرداد مه ، توده کرد;

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤