شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من - ادبستان شعر پارسی % %

شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من

اقبال لاهوری

پیام مشرق

شماره 259

شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من

برنخیزد یک شرار از حکمت نازای من

چون تمام افتد سراپا ناز می گردد نیاز

قیس را لیلی همی نامند در صحرای من

بهر دهلیز تو از هندوستان آورده ام

سجده ی شوقی که خون گردید در سیمای من

تیغ لا در پنجه ی این کافر دیرینه ده

باز بنگر در جهان هنگامه ی الای من

گردشی باید که گردون از ضمیر روزگار

دوش من باز آرد اندر کسوت فردای من

از سپهر بارگاهت یک جهان وافر نصیب

جلوه ای داری دریغ از وادی سینای من

با خدا در پرده گویم با تو گویم آشکار

یا رسول الله او پنهان و تو پیدای من

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤