گفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز - ادبستان شعر پارسی % %

گفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز

اقبال لاهوری

پیام مشرق

شماره 192

شبنم

گفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز

بر خود زن و با بحر پر آشوب بیامیز

با موج درآویز نقش دگر انگیز تابنده گهر خیز

 

من عیش هم آغوشی دریا نخریدم

آن باده که از خویش رباید نچشیدم

از خود نرمیدم ز آفاق بریدم بر لاله چکیدم

 

گل گفت که هنگامه ی مرغان سحر چیست؟

این انجمن آراسته بالای شجر چیست؟

این زیر و زبر چیست؟ پایان نظر چیست؟ خار گل ترچیست؟

 

تو کیستی و من کیم این صحبت ما چیست؟

بر شاخ من این طایرک نغمه سرا چیست؟

مقصود نوا چیست؟ مطلوب صبا چیست؟ این کهنه سرا چیست؟

 

گفتم که چمن رزم حیات همه جایی است

بزمی است که شیرازه ی او ذوق جدایی است

دم گرم نوایی است جان چهره گشایی است این راز خدایی است

 

من از فلک افتاده تو از خاک دمیدی

از ذوق نمود است دمیدی که چکیدی

در شاخ تپیدی صد پرده دریدی بر خویش رسیدی

 

نم در رگ ایام ز اشک سحر ماست

این زیر و زبر چیست فریب نظر ماست

انجم به بر ماست لخت جگر ماست نور بصر ماست

 

در پیرهن شاهد گل سوزن خار است

خار است ولیکن ز ندیمان نگار است

از عشق نزار است در پهلوی یار است اینهم ز بهار است

 

برخیز و دل از صحبت دیرینه بپرداز

با لاله ی خورشید جهان تاب نظر باز

با اهل نظر ساز چون من به فلک تاز داری سر پرواز؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤