بایگانی‌های مخزن الاسرار نظامی - صفحه 4 از 5 - ادبستان شعر پارسی

یک نفس ای خواجه ی دامن کشان

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 24 مقالت سوم در حوادث عالم یک نفس ای خواجه ی دامن کشان آستنی بر همه عالم فشان رنج مشو راحت رنجور باش ساعتی از محتشمی دور باش حکم چو بر عاقبت اندیشی است محتشمی بنده ی درویشی است ملک سلیمان مطلب کان کجاست ملک همانست سلیمان کجاست … ادامه

صیدکنان مرکب نوشیروان

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 23 حکایت نوشیروان با وزیر خود صیدکنان مرکب نوشیروان دور شد از کوکبه ی خسروان مونس خسرو شده دستور و بس خسرو و دستور و دگر هیچکس شاه در آن ناحیت صید یاب دید دهی چون دل دشمن خراب تنگ دو مرغ آمده در یکدگَر وز دل شه … ادامه

ای ملک جانوران رای تو

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 22 مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف ای ملک جانوران رای تو وی گهر تاجوران پای تو گر ملکی خانه ی شاهی طلب ور گهری تاج الهی طلب زآنسوی عالم که دگر راه نیست جز من و تو هیچکس آگاه نیست زآن ازلی نور که پرورده‌اند در … ادامه

دادگری دید برای صواب

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 21 داستان پادشاه نومید و آمرزش یافتن او دادگری دید برای صواب صورت بیدادگری را به خواب گفت خدا با تو ظالم چه کرد در شبت از روز مظالم چه کرد گفت چو بر من به سر آمد حیات در نگریدم به همه کاینات تا به من امید … ادامه

اول کاین عشق پرستی نبود

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 20 مقالت اول در آفرینش آدم اول کاین عشق پرستی نبود در عدم آوازه ی هستی نبود مقبلی از کتم عدم ساز کرد سوی وجود آمد و در باز کرد بازپسین طفل پری زادگان پیشترین بشری زادگان آن به خلافت علم آراسته چون علم افتاده و برخاسته علم … ادامه

عمر بر آن فرش ازل بافته

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 19 ثمره ی خلوت دوم عمر بر آن فرش ازل بافته آنچه شده باز بدل یافته گوش در آن نامه تحیت رسان دیده در آن سجده تحیات خوان تنگ دل از خنده ی ترکان شکر سرمه بر از چشم غزالان نظر تُرک قصب پوش من آنجا چو ماه … ادامه

خواجه یکی شب به تمنای جنس

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 18 خلوت دوم در عشرت شبانه خواجه یکی شب به تمنای جنس زد دو سه دم با دو سه ابنای جنس یافت شبی چون سحر آراسته خواسته هایی به دعا خواسته مجلسی افروخته چون نوبهار عشرتی آسوده‌تر از روزگار آه بخور از نفس روزنش شرح ده یوسف و … ادامه

باد نقاب از طرفی برگرفت

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 17 ثمره ی خلوت اول باد نقاب از طرفی برگرفت خواجه سبک عاشقی از سر گرفت گل نفسی دید شکر خنده‌ای بر گل و شکر نفس افکنده‌ای فتنه ی آن ماه قصب دوخته خرمن مه را چو قصب سوخته تا کمر از زلف زره بافته تا قدم از … ادامه

رایض من چون ادب آغاز کرد

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 16 خلوت اول در پرورش دل رایض من چون ادب آغاز کرد از گره نه فلکم باز کرد گرچه گره در گرهش بود جای برنگرفت از سر این رشته پای تا سر این رشته به جایی رسید کان گره از رشته بخواهد برید خواجه مع‌القصه که در بند … ادامه

چون سپر انداختن آفتاب

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 15 در توصیف شب و شناختن دل چون سپر انداختن آفتاب گشت زمین را سپر افکن بر آب گشت جهان از نفسش تنگ‌تر وز سپر او سپرک رنگ‌تر با سپر افکندن او لشکرش تیغ کشیدند به قصد سرش گاو که خرمهره بدو درکشند چونکه بیفتد همه خنجر کشند … ادامه

چون که نسخته سخن سرسری

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 14 برتری سخن منظوم از منثور چون که نسخته سخن سرسری هست بر گوهریان گوهری نکته نگهدار ببین چون بود نکته که سنجیده و موزون بود قافیه سنجان که سخن برکشند گنج دو عالم به سخن درکشند خاصه کلیدی که در گنج راست زیر زبان مرد سخن سنج … ادامه

جنبش اول که قلم برگرفت

نظامی گنجوی – مخزن الاسرار – شماره 13 گفتار در فضیلت سخن جنبش اول که قلم برگرفت حرف نخستین ز سخن درگرفت پرده ی خلوت چو برانداختند جلوت اول به سخن ساختند تا سخن آوازه ی دل در نداد جان تن آزاده به گل در نداد چون قلم آمد شدن آغاز کرد چشم جهان را … ادامه