بایگانی‌های لیلی و مجنون نظامی - صفحه 6 از 6 - ادبستان شعر پارسی

ای عالم جان و جان عالم

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 8 خطاب زمین بوس ای عالم جان و جان عالم دلخوش کن آدمی و آدم تاج تو ورای تاج خورشید تخت تو فزون ز تخت جمشید آبادی عالم از تمامیت وآزادی مردم از غلامیت مولا شده جمله ی ممالک توقیع تو را به “صح ذلک” هم ملک … ادامه

سرخیل سپاه تاجداران

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 7 در مدح شروانشاه اختسان بن منوچهر سرخیل سپاه تاجداران سر جمله ی جمله شهریاران خاقان جهان ملک معظم مطلق ملک الملوک عالم دارنده ی تخت پادشاهی دارای سپیدی و سیاهی صاحب جهت جلال و تمکین یعنی که جلال دولت و دین تاج ملکان ابوالمظفر زیبنده ی … ادامه

روزی به مبارکی و شادی

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 6 سبب نظم کتاب روزی به مبارکی و شادی بودم به نشاط کیقبادی ابروی هلالیم گشاده دیوان نظامیم نهاده آیینه ی بخت پیش رویم اقبال به شانه کرده مویم صبح از گل سرخ دسته بسته روزم به نفس شده خجسته پروانه دل چراغ بر دست من بلبل … ادامه

ای ناظر نقش آفرینش

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 5 آغاز برهان ای ناظر نقش آفرینش بردار خلل ز راه بینش در راه تو هر که را وجودیست مشغول پرستش و سجودیست بر طبل تهی مزن جرس را بیکار مدان نوای کس را هر ذره که هست اگر غباریست در پرده ی مملکت بکاریست این هفت … ادامه

در نوبت بار عام دادن

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 4 برهان قاطع در حدوث آفرینش در نوبت بار عام دادن باید همه شهر جام دادن فیاضه ی ابر جود گشتن ریحان همه وجود گشتن باریدن بی‌دریغ چون مل خندیدن بی‌نقاب چون گل هر جای چو آفتاب راندن در راه به بدره زر فشاندن دادن همه را … ادامه

ای نقش تو معرج معانی

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 3 معراج پیغمبر(ص) ای نقش تو معرج معانی معراج تو نقل آسمانی از هفت خزینه در گشاده بر چهار گهر قدم نهاده از حوصله ی زمانه ی تنگ بر فرق فلک زده شباهنگ چون شب علم سیاه برداشت شبرنگ تو رقص راه برداشت خلوتگه عرش گشت جایت … ادامه

ای شاه سوار ملک هستی

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 2 نعت پیغمبر اکرم (ص) ای شاه سوار ملک هستی سلطان خرد به چیره دستی ای ختم پیمبران مرسل حلوای پسین و ملح اول نوباوه ی باغ اولین صلب لشکرکش عهد آخرین تلب ای حاکم کشور کفایت فرمانده ی فتوی ولایت هرک آرد با تو خودپرستی شمشیر … ادامه

ای نام تو بهترین سرآغاز

نظامی گنجوی – لیلی و مجنون – شماره 1 به نام ایزد بخشاینده ای نام تو بهترین سرآغاز بی‌نام تو نامه کی کنم باز ای یاد تو مونس روانم جز نام تو نیست بر زبانم ای کارگشای هر چه هستند نام تو کلید هر چه بستند ای هیچ خطی نگشته ز اول بی‌حجت نام تو … ادامه