بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 8 از 30 - ادبستان شعر پارسی

به عزم پارس دل پارسایم از کرمان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 265 در مدح شاهزاده ی گردون و ساده فریدون میرزا فرمانفرمای فارس می فرماید به عزم پارس دل پارسایم از کرمان سفر گزید که حب الوطن من الایمان مرا عقیده که روزی دوبار در شیراز به دوستان کهن به که نو کنم پیمان گمانم آنکه چو در چشمشان شوم نزدیک … ادامه

بر یاد صبوحی به رسم مستان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 264 در مدح شاهزاده ی آزاده هلاکوخان بن شجاع السلطنه می فرماید بر یاد صبوحی به رسم مستان از خانه سحرگه شدم به بستان دل ساغر و خون باده غصه ساقی مطرب غم و نی سینه نغمه افغان آشفته دلم از هوای دلبر آسیمه سرم از جفای دوران بر گل … ادامه

بارها گفته ام ای ری به تو این راز نهان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 263 در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور انارالله برهانه می فرماید بارها گفته ام ای ری به تو این راز نهان ای ری و راز ز نستوده نباید پژمان که ملک روح و تویی دل نزید دل بی روح که کیا جان و تویی تن نزید تن بی جان … ادامه

ای طره ی دلدار من ای افعی پیچان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 262 در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طاب الله ثراه فرماید ای طره ی دلدار من ای افعی پیچان بی جانی و پیچان نشود افعی بی جان تو افعی بی جانی و ما جمله شب و روز چون افعی سرکوفته از عشق تو پیچان بر سرو چمن مار بود … ادامه

ای رخت خالق خورشید و لبت رازق جان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 261 در ستایش شاهنشاه با داد و دین شاه ناصرالدین ادام الله اقباله و اقام اجلاله فرماید ای رخت خالق خورشید و لبت رازق جان عارضت آتش سوزنده تنت آب روان تن تو تالی جان است و لبت والی دل من بدان تالی دل داده بدین والی جان تیر مژگان … ادامه

امین داور و دارا معین ملت و ایمان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 260 در ستایش یکی از سرداران ولیعهد مبرور فرماید امین داور و دارا معین ملت و ایمان یمین کشور و لشکر ضمین ملکت و سامان قوام ملت احمد نظام مذهب جعفر معاذ کشور دارا ملاذ لشکر خاقان نگین خاتم دولت مکین مسند شوکت تکین کشور همت طغان ملکت احسان قوام … ادامه

الحمد که از تربیت مهر درخشان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 259 در ستایش ولیعهد مغفور عباس شاه طاب الله ثراه می فرماید الحمد که از تربیت مهر درخشان از لاله و گل گشت چمن کوه بدخشان صحرای ختن شد چمن از سبزه ی بویا کهسار یمن شد دمن از لاله ی نعمان هامون ز ریاحین چو یکی طبله ی عنبر … ادامه

آن خال سیه بر لب جان پرور جانان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 258 ولی فی المدیحة آن خال سیه بر لب جان پرور جانان خضریست سیه جامه به سرچشمه ی حیوان در سینه ی من یاد غمش یونس و ماهی در خاطر من نقش رخش یوسف و زندان دل در طلبش آب حیات است و سکندر سر در قدمش تحفه ی مور … ادامه

مگر شقیق عقیق است و کوه کان یمن

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 257 در ستایش جناب جلالت مآب نظام الملک فرماید مگر شقیق عقیق است و کوه کان یمن که پر عقیق یمن شد که از شقیق دمن مگر به باغ سراپرده زد بهار که باز سپاه سبزه و گل صف کشید در گلشن مگر ز کُه سر پستان نموده دایه ی … ادامه

مخسب ای صنم امشب بخواه باده ی روشن

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 256 در مدح شاهزاده آزاده هلاکوخان بن شجاع السلطنه مخسب ای صنم امشب بخواه باده ی روشن بیار شمع به مجلس بریز نقل به دامن بکش ترانه ی دلکش بنه سپند بر آتش بسوز عود به مجمر بسای مشک به هاون مخور چمانه چمانه سبوسبو خور و خم خم مده … ادامه

سخن گزافه چه رانی ز خسروان کهن

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 255  در مدح محمد شاه مبرور و لشکر کشیدن به سمت هرات گوید سخن گزافه چه رانی ز خسروان کهن یکی ز شوکت شاه جهان سرای سخن بخوانده ایم بسی بار نامهای قدیم بدیده ایم بسی کار نامهای کهن نه از قیاصره خواندیم نز کیان عجم نه از دیالمه خواندیم … ادامه

ز یک غمزه ربوده دل ز من آن ماه سیمین تن

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 254 در مدح کامران میرزای مرحوم ابن فتحعلی شاه مغفور طاب الله ثراه گوید ز یک غمزه ربوده دل ز من آن ماه سیمین تن بود چشمان جادویش چو چشم آهوان پر فن اگر وقتی صبا آن زلف مشکین را کند افشان شود پُر دامن گیتی ز مشک و عنبر … ادامه