بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 6 از 30 - ادبستان شعر پارسی

ای ترک من ای عید تو چون روی تو میمون

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 289 در ستایش پادشاه خلد آشیان محمد شاه غازی طاب الله ثراه فرماید ای ترک من ای عید تو چون روی تو میمون بر طره ی مفتول تو دل ها همه مفتون عقل تو کهن بخت تو نو وقت تو خرم سال تو نکو حال تو خوش فال تو میمون … ادامه

از چه نگویم سپاس ایزد بیچون

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 288 در مدح شاهزاده ی آزاده مؤیدالدوله طهماسب میرزا فرماید از چه نگویم سپاس ایزد بیچون از چه نرانم درود طالع میمون از چه نبالم بهر چه در زمی ایدر از چه ننازم بهر که در فلک ایدون کز شرف خدمت امیر مؤید کش فر اسکندرست و رای فلاطون طعنه … ادامه

رود آمون گشت هامون ز اشک جیحون زای من

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 287 در مدح شجاع السلطنه حسنعلی میرزا رود آمون گشت هامون ز اشک جیحون زای من رشک سیحون شد زمین از چشم خون پالای من اردی عیشم خزان شد وین عجب کاندر خزان لاله می روید مدام از نرگس شهلای من دیده ی من اشک ریزد سینه ی من شعله … ادامه

آوخ آوخ که شد پسر عم من

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 286 در ستایش شاهزاده ی آزاد شجاع السلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طاب الله ثراه فرماید آوخ آوخ که شد پسر عم من مایه ی رنج و محنت و غم من من شده شادی مجرد او او شده غصه ی مجسم من هم ز من عشرت پیاپی او هم ازو غصه … ادامه

عید دانی چیست لب چون عید خندان داشتن

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 285 در مدح حاج میرزا آقاسی طاب الله ثراه گوید عید دانی چیست لب چون عید خندان داشتن خند خندان جان نثار راه جانان داشتن جان هم از جانان بود کت داده تا قربان کنی بهر قربان هم نباید منت از جان داشتن بس کمالی نیست قربانی نمودن بهر عید … ادامه

رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 284 در مدح هژبر سالب علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه گوید رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن یا ز جانان یا ز جان بایست دل برداشتن ناجوانمردیست چون جانوسیار و ماهیار یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن یا اسیر حکم جانان باش … ادامه

نظام مملکت از خنجر بهادرخان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 283 وله فی المدیحة نظام مملکت از خنجر بهادرخان نشان سلطنت از افسر بهادرخان به پاش دست نهد چرخ از پی سوگند چه حد آنکه نهد بر سر بهادرخان پرندوار شود نرم تار و پود زمین ز ضرب گرز و پرندآور بهادرخان شبه به جای گهر پرورد صدف به کنار … ادامه

نادرترین اشیا نیکوترین امکان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 282 در مدح شاهزاده ی آزاده شجاع السلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طاب الله ثراه فرماید نادرترین اشیا نیکوترین امکان از عقل هاست اول وز خلقهاست انسان از انبیا پیمبر وز اولیاست حیدر از اتقیا ابوذر وز اصفیاست سلمان از نارهاست دوزخ وز خاکها مدینه از بادهاست صرصر وز آبهاست حیوان … ادامه

مرا در شش جهت از پنج تن خاطر بود شادان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 281 در مدح پسرهای شجاع السلطنه مغفور طاب الله ثراه فرماید مرا در شش جهت از پنج تن خاطر بود شادان که هر یک در سپهر جاه هستند اختری تابان هلاکو زان سپس ارغون ابا قاآن منکوشه که قاآن دوم باشد و زان پس اوکتا قاآن نخستین باذل و ثانی … ادامه

گشته در برجی دو نجم سعد گردون را قران

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 280 در مدح دو شاهزاده ی آزاده محمدقلی میرزا الملقب به ملک آرا و شجاع السلطنه ی مغفور طاب الله ثراهما فرماید گشته در برجی دو نجم سعد گردون را قران یا دو خورشید فروزان طالع از یک خاوران یا دو تابان گوهر رخشنده اندر یک صدف یا دو رخشان … ادامه

گر خضر دهد آب بقایت به زمستان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 279 بر سبیل تغزل و ترکیب بند گوید گر خضر دهد آب بقایت به زمستان مستان بستان جام می از ساقی مستان بستان به شبستان قدح از دست نگارین کز روی دلارا شکند رونق بستان ترکی که به خوناب جگر دارد معجون در هر نظری اشک تر زهد پرستان لعل … ادامه

صدر اعظم شد چو بخت شهریار از نو جوان

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 278 در ستایش صدر اعظم درباب فتنه ی باب گوید صدر اعظم شد چو بخت شهریار از نو جوان از نشاط آنکه شاه بی قرین رست از قران چون سکندرشاه شد صاحبقران و خواجه خضر کز حیات شاهش ایزد داد عمر جاودان خواست ایزد شاه را آگه کند از کید … ادامه