بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 21 از 30 - ادبستان شعر پارسی

دلکا هیچ خبر داری‌ کان ترک پسر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 109 د‌ر ستایش مهد کبری و ستر عظمی کافلة الملک عاقلة الدوله مام پادشاه ناصرالدین شاه دلکا هیچ خبر داری‌ کان ترک پسر دوشم از ناز دگر بار چه آورد به سر با لب نوش آمد شب دوشین به سرای حلقه بر در زد و برجستم و بگشودم در تنگ … ادامه

در شب عید آن سمن عذار سمن‌بر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 108 در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمد‌شاه غازی طاب الله ثراه گوید در شب عید آن سمن عذار سمن‌بر با دو غلام سیه درآمدم از در هر دو غلامش به نام عنبر و ریحان یعنی زلف سیاه و خط معنبر هر دو رخش یک حدیقه لاله حمرا … ادامه

خرم بهار من که ز عید است تازه تر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 107 در ستایش امیر با احتشام عزیز خان سردار کل نظام فرماید خرم بهار من که ز عید است تازه تر در اول بهار چو عید آمد از سفر از راه نارسیده شوم راست از زمین کارم همی به‌بر قدم آن سرو کاشمر خندان به نازگفت‌که آزاده سرو را نشنیده‌ام … ادامه

چو عید آمد و ماه صیام ‌کرد سفر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 106 در ستایش امیرکبیر و وزیر بی نظیر میرزا تقی خان طاب الله ثراه گوید چو عید آمد و ماه صیام ‌کرد سفر امید هست ‌که یابم به‌ کام خویش ظفر ‌کنون ‌که ماه مبارک نمودم عزم رحیل بهل ‌که تا برود رفتنش‌ مبارکتر اگرچه بود مه روزه بس عزیز … ادامه

چو زآشیانه ی چرخ این عقاب زرین‌پر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 105 د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گوید چو زآشیانه ی چرخ این عقاب زرین‌پر به هر دریچه ز منقار ریخت شوشه ی زر دریچه ی فلک از نقره ی سپید گشود وز آن میانه فرو ریخت دانه های ‌گهر برین سپهر رَمادی یکی … ادامه

چو حسن تربیت ‌گردد قرین با پاکی ‌گوهر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 104 د‌ر ستایش و‌زیر بی نظیر کهف الادانی والاقاصی جناب حاجی آقاسی گوید چو حسن تربیت ‌گردد قرین با پاکی ‌گوهر ز رشحی آب خیزد دُر ز مشتی خاک زاید زر سرشت خاک کان با آب نیسان‌گرچه پاک آید ولی از فیض خورشیدست کان زر گردد این گوهر بسی زحمت … ادامه

پیک دلارام دی درآمدم از در

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 103 در مدح جناب میرزا آقاسی گوید پیک دلارام دی درآمدم از در نامه ای آورد سر به مهر ز دلبر جستم و بگرفتم و گشودم و دیدم یار نوشتست ‌کای ادیب سخنور خیز و مبوی ار به دست داری سنبل خیز و منوش ار به‌کام داری ساغر آب بزن … ادامه

به هر بهار گُل از زیر گِل برآرد سر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 102 در مرثیه ی امیرزاده ی فردوس و ساده فاطمه سلطان صبیه ی امیر دیوان طاب ثراه به هر بهار گُل از زیر گِل برآرد سر گلی برفت‌ که ناید به صد بهار دگر گلی برفت‌ کز امروز تا به دامن حشر گلاب اوست‌که جاری بود ز دیده ی تر … ادامه

بس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 101 د‌ر تغزل و تشبیب بس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر یارب چه کند یک دل با این همه دلبر آن‌ می‌بردش از چپ‌ و این می‌کشد از راست مسکین‌دلکم مانده در این‌کشمکش اندر گه می‌کشدش این به دو ابروی مقوس گه می‌کشدش آن به دو گیسوی … ادامه

کای ‌همچو ابر جود تو فایض به خشک و تر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 100 مطلع ثانی کای ‌همچو ابر جود تو فایض به خشک و تر چون مهر و ماه نام تو معروف بحر و بر هم طپع بی‌قرین تو صراف بحر و کان هم حزم پیش‌بین تو نقاد خیر و شر از روی و رای تو دو بریدند مهر و ماه وز … ادامه

بستم به عزم پارس چو از ملک ری ‌کمر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 99 در ستایش شاهزاده ی رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گوید بستم به عزم پارس چو از ملک ری ‌کمر زین برزدم به‌ کوهه ی یکران رهسپر اسبی به گاه پویه سبکروتر از خیال اسبی به‌گاه حمله مهیاتر از نظر اسبی ز بس که چابک گویی‌که تعبیه است … ادامه

بحمدالله که باز از یاری گیهان خدا داور

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 98 در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گوید بحمدالله که باز از یاری گیهان خدا داور درخت بخت شد خرم نهال فتح بارآور بحمدالله که بگشود از هوای فتح باز از نو همای عافیت بر فرق فرقدسای شه شهپر بحمدالله که از نیروی بخت بی‌زوال … ادامه